واقعا در عجبم!!!
اول یه سلام مخصوص به همه دوستان گل عمرانی و غیر عمرانی...
وقتی اومدم پست امیر آقارو دیدم اول کلی خندیدم که واقعا آدم چقدر از دست این آدمای...حرص میخوره!
بعدش گفتم بذار این پستو بذارم که شماهم یکم بخندید!(البته بیشتر جای گریه داره تا خنده!!!)
من از روز اولی که رفتم دانشگاه جدید اولین چیزی که از بچه های اونجا فهمیدم ناهماهنگ بودنشون بود!
طوری که همشون از این موضوع گله مند بودن.رفتارشون منو یاد مهد کودک مینداخت!
به عنوان مثال ترم دو بین خودشون قرار گذاشته بودن که مثلا هفته آخر یروزشو نرن و اون روز فقط استاتیک داشتن،همون روز 5 نفر از 70 نفر میرن سر کلاس و استاد هم نامردی نمیکنه و به اونا نفری 1 نمره پایان ترم میده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
از اون به بعد اینادیگه کلا قرار هیچ کاری با هم نمیذارن!:)))))
حالا بیایم سرداستان ما...غروب 13 بدر بود که من یاد دانشگاه و درسای نخونده و....افتادم:( اس ام اس دادم به یکی دوتا از بچه ها که فردا چی کاره اید ؟؟؟میرید دانشگاه؟! همشون جواب دادن با اجازه بزرگ تر ها بعععععله!!!من که میخواستم گریه کنم، غصه ی درس نخوندنا یه طرف...احتمال 70 درصد خاک امتحان میگرفت!!!وای...من صفر میشدم!
خلاصه صبح 14 ام بلند شدیم با هزار دعا و...بریم دانشگاه.اومدم تو مترو دیدم محض رضای خدا یه دانشجوهم تو مترو نیست!خب معلومه ، آخه کدوم آدم عاقلی 14 فروردین میره دانشگاه!!!؟؟؟
اس ام اس دادم به یکی از بچه ها که:واقعا شرم بر ما....کدوم دانشجویی 14ام میره دانشگاه؟؟؟)
میدونید چی جواب منو داد؟!
گفت :دانشجوهای خواجه نصیر!!!منم گفتم : بهتره بگی عمرانی های خواجه نصیر!(واقعا بچه هاش خاصن!)
خلاصه سرتونو درد نیارم رفتیم سر کلاس ،کلاس تشکیل شد، استاد درس داد...کلاس بعدیشم کامل تشکیل شد...
بعد آخر کلاس استادبرگشته میگه : راستی چرا امروز غایب دارید!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۱۶ ساعت ۵:۵ ب.ظ توسط نسیم
|
سلام به همه دانشجوهای ایران زمین