سلام بر دوستان عمرانی و البته غیر عمرانی های گل (همه چیز با عمران سنجیده میشود!)

چند وقت پیشا یه متن با عنوان _ نیکوکاری که خر شد_خوندم کلی به اون نفر خندیدم ولی امروز شبیهش واسه خودم اتفاق افتاد.

امروز صبح ساعت 9  یه جا کار مهمی داشتم .ساعت 8:30 از خواب پریدم دیدم ای وای...دیرم شده.خلاصه سریع آماده شدم و رفتم. یه ماشین گرفتم  یه پیرزنه  بغل من نشسته بود.تقریبا نزدیکای محل مقرر بودم (ساعت 9:15بود)پیرزنه گفت پیاده میشم.یه چک پول 50000تومانی از کیفش در آورد داد به راننده(فکر کرده بود به این سرعت مجلس حذف صفرهارو اجرا کرده!)...راننده هم عصبانی ...شروع کرد داد و بیداد که این چه وضعشه ؟! پول خرد  بده ...پیرزنه هم انگار گوشش سنگین بود و اصلا چیزی نگفت ففط گفت 400 تومان بیشتر ندارم .راننده هم گفت حالا دو برابر از پولت کم میکنم که بفهمی  و از این به بعد پول خرد بذاری تو کیفت و...

منم دیرم شده بود و داشتم حرص میخوردم... (خودتونو بذارید جای من...مهمترین قراری که فکرشو بکنید بود!)

خلاصه این راننده هم حالا پولش جور نمیشد...آخر سر بهش گفتم اقا شما اون 400تومان رو از این خانم بگیر باقیشو من حساب میکنم.400 تومانو از دست پیرزنه کشید. بعد حالا فکر کنید برگشته 200تومانشو پس میده به پیرزنه بهم  میگه این یکیش کهنس ، من نمیگیرم خانم .  وای دلم میخواست از دستش سرمو بزنم تو دیوار...به پیرزنه گفتم خانم شما اون  200تومانو بده به من.    وایساده بود  بر و بر منو نگاه میکرد...پولو از دستش گرفتم.برگشت یه چشم غره به من رفت بعد گفت دخترای این دوره زمونه رو ببین... خدا رحممون  کنه...جلو خودم پولمو ازم میگیره.....!!!!!!!!!!!!!!!!

راننده گفت خانم برا منه برو خدا روزی تو جای دیگه حواله کنه  و خودشم گازشو گرفت رفت...اون 2 نفر دیگه که تو ماشین بودن که از خنده مرده بودن .منم که از شدت عصبانیت نمیدونستم باید بخندم یا گریه کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خلاصه که کلی پول دادیم ،آخرم به کارم نرسیدم...

دوستان  قول میدم دفعه بعد با یه پست عمرانی بیام  ....