ذکر سید محمدحسین دهناد رحمة الله علیه

آن زاینده علم، آن رهروی طریق، آن پژوهنده ی دانش، آن استفاده کننده از ابزار نوین، آن گوینده آیا می دانید که!، آن مالک وب سایت وزین، آن استادی به کمال، آن به جوانی استاد، سید محمد حسین دهناد رضی الله عنه

از محققان برجسته ی عصر خویش بود و دانشی وافر داشت. به استادی کامل بود و همه متحیر در او می نگریستند.

اساتیدی  بزرگ به عمر کوتاه خود دیده بود در رشته خود علم به اتمام رسیانده بود و جد وجهدی بسیار داشت. پژوهشگری برتر بود و محققی کامل. پایه گذار سمینار در دانشکده بود و از شماتت خار مغیلان ابایی نداشت.

نقل است که در کلاس درس از ابزار نوین بهره می جست اما مسئولین دریغ می داشتند ابزار را از او. با این وجود لب به شکایت نگشود و در همه حال وظیفه اش را به نحوه احسن انجام می داد.

نقل است که بنا داشت سمیناری برگذار کند. اساتید و شاگردان متفق القول عهد کردند به حضور؛ اما به هنگام وفا بالجمله سنگر را خالی کردند و دهناد را در آمپاس گذاشتند.

نقل است که در کلاس گروهی را برای ارائه مقاله و گروهی را برای داوری بر می گزید و سپس محکمه ای بپا می شد به سان روز قیامت.

نقل است که شاگردان را تمرینی داده بود بسیار راحت. شاگردی از اهل نسوان به نزد دهناد رفت و گفت ای استادا این عجب تمرین سختی بود و یک روز ِما را ضایع کرد. دهناد دست بر دهان گرفت و بیهوش شد.

نقل است که نماینده ای (تپل) برگزیده بود برای رتق و فتق امور. شاگردی از اهل ذکور به نزد دهناد رفت و گفت ای استادا ما با نماینده شما قهر هستیم تا روز قیامت ؛و کار خویش به او  نمی توانیم واگذاریم. دهناد را رعشه ای در بدن گرفت و گویند دیگر برطرف نشد.

نقل است که روزی بر تابلوی سفید کلاس نوشت green wave و گفت این چیست؟ جملگی شاگردان از ترس رخ زرد کرده بودند و آب دهان قورت دادند و به هم می نگریستند.

نقل است که از او پرسیدند منوریل قم بر چه می بینی؟ گفت کل جهان سیصد کیلومتر، قم هجده کیلومتر

و گفت این پل ها و تونل ها و اتوبان ها آفت است

و گفت تردد اتوبان قم -تهران بیشتر از جاده قدیم قم - تهران است.

و گفت شهردار تهران بی راهه می رود.

وگفت متروی قم تا اینجا فقط خاک بازی بوده است.

نفل است که در نمره دادن دست بالا حساب می کرد اما همیشه عده ای شاکی بودند.

و خدایش بیامرزد که بزرگ مردی بود و هست ...

دانشجو روزت هر هر

 شاید همتون اون دوربین مشرف به پله های پل هوای دانشگاه رو دیده باشید اگرم ندیدید خب منم عکس ندارم که بذارم .

این دوربین با فناوری پیش رفته خودش توانایی داره به واسطه نبود 3 تا از اون اوشتولنگ ها  ( همون سبزا که سقف پل هوایی هست رو می گم) می تونه روی پلها رو پوشش بده.

بنده فکری شدم که در این فصل سرما اگه خدای نکرده برفکی آمد بارونی ریخت،این پله ها خیس می شه یخ می زنه بعد باز خدایی نکرده یکی از دانشجویان فهیم دانشگاه قم که همه نخبه علمی هستن لیز بخوره دستی،پایی یا جاییش بشکنه کی جواب می خواد بده؟

پس به خودم نهیب زدم که هی چرا نشستی جاهایی از بدن دانشجو در خطره برو به دادش برس!

بنابر این پاچه ها رو بالا زدم به سراغ مسولیین مربوطه در شهرداری رفتم

وقتی رفتم، شهردار داشت می خوند: به سراغ من اگر می آیی     نرم و آهسته بیا

تازه تو راه به رفتگرها برخورد کردم که عاشق شده بودند!

بگذریم 

بعد از کلی این ور بدو اون بدو یکی درگوشم گفت: 

کجا نشستی رفیق که دانشگاه گیر داده تابلو های تبلیغاتی عرشه پل هم باید جمع بشه!

گفتم: چی؟ 

من دیگه اصلا یادم رفت برای چی رفته بودم !



بعد یاد روز دانشجو افتادم 

خندم گرفت!!

اطلاعیه فوری کلاس تحلیل سازه ی 1 و 2

قابل توجه دانشجویان واحد پسران که دروس تحلیل ۱ و


۲ را در این ترم اخذ نموده اند.



فردا چهارشنبه ۱۹ مهر کلاس های تحلیل ۱ و ۲  به



شرح زیر با آقای مبینی پور برگزار میشود:



تحلیل سازه ی ۲       ساعت  ۸ تا ۱۰


تحلیل سازه ی ۱       ساعت ۱۰ تا ۱۲

 

ذکر امیر علیخانی!

آن تاج استادان، آن علما را شیخ و پادشاه، آن نجات سیالات ، آن دکتر از دلفت، آن فوت در گوش اسب آبی، آن شیر عرصه هیچ از خالی، استاد عالم امیر علیخانی !

 

از اکبر استادان زمان خود بود و دستی در کتاب نگاری داشت. بسیار کار کرده بود و سابقه اش آنچناندرخشان بود که دیده را کور می ساخت .

 

کتابی نوشته بود در باب علم مکانیک سیالات و اسم را گردانیده به نام رفتار شارها و این کتاب را کسی وقعی ننمود الا خودش.

سابقه ای داشت به میزان تاریخ بشر از عسلویه تا مشاور عالی.

 

نقل است که در کلاس درس پرژکتور آورد و سیستم جدید پیاده کرد و همه گان را انگشت به دهام گذاشت و درسی به آن سختی را راحت کرد و ام را چهار پایه نوشتی.

نقل است که روزی در کلاس شد و سوالی پرسید از جمعیت نسوان و در میان جمعکسی برخاست و جواب داد و او همی کف مرتبی زد و تشویق فراوان کرد و نسا نعره ای زد و جامه دریدن گرفت و از هوش رفت( البته جامه دریدن با حفظ شنونات اسلامی صورت گرفت و جای هیچ گونه نگرانی برای حراست محترم نیست)

نقل است که روزی قانون ارشمیدس را گفت و جمعیت حاضر انگشت به دهان و ذکر العجبا بر لب

نقل است که روزی در فرنگ به باغ وحشی رفته و در گوش اسب آبی نعره ای زده بود و اسب آبی از شدت هیجان زبانش بند آمده بود و فردای آن روز جان به مالک دوزخ بخشید.

نقل است که دلش رحم آمده بود از جدای النسا و الرجال و تلاش ها کرد در این راه که خدایش بیامرزد.

 

و گفت:شما را باید که علیخانی دوم شویدو از من یادگیرید

و گفت کتابم را بر سر دست می برند

و گفت دانشگاه های دیگر همه طالب من هستند و من منت دارم سرشان

و پرسیدند از تخم مرغ و نجات آن و رساله هفت من یه غاز داد.

و پرسیدند از فرنگ گفت پول بیاور

و گفت استاد بزرگ مثل گوریل است.

 

و آنچه نان که رفت و پایان برد عمر خویش را که خدا رحمت کند آن گیرنده عمر این را.

یه لبخند کوچک!

---------

و مبینی پور (1)

و تو چه می دانی مبینی پور کیست؟(2)

و آنگاه که امتحان می گیرد (3)

چشمانت اشک باران است (4)

و روزی که نمره ها را اعلام می کند چشمانت کاسه خون می شود(5)

و ما در مبینی پور نشانه های قرار داده ایم برای اهل درس (6)

قم ران یا ته ران ؟

به نظر شما این آرم  انجمن علمی چه دانشگاهی هست؟

الف) انجمن علمی معماری دانشگاه تهران 

ب) انجمن علمی عمران دانشگاه صنعتی دلفت 

ج) انجمن علمی عمران دانشگاه قم 


ادامه نوشته