اندر حکایت ترم 3 آل عمران
شیخ را گفتند: یا شیخ تو که با ترم بالایان برو بیایی بودندی آن فرزانگان کدامین ترم را آسانترین ترم نام بنهادندی؟! شیخ فرمود: به جز ترم 1 و 2 و3 و4 و5و 6 و7 و و8 و یحتمل 9 و 10 بقیه ترمها آسان بودی و به مزاج دانشجویان بسی خوش... و مریدان آستین پاره بکردی و این نیک جمله را بر بازوان خویش خال همی بکوبیدندی.
ای استادان عمرانیان ، ای یگانه قوم ظالم و بچزون دانشگاه و ای سراسر عذاب آور شریف ترین قوم جهان ، دانشجویان و ای آوار بر ایشان و ای سنگ خارا بر سر راه و ای ریگ در کفش بشر و ای کسانی که ما را از تهران و الصفهان و دیگر مکان ها به قم کشانندی ، ای اساتید کبیر ، مارا رها بکردندی که بس شانه خرد شدی زیر این کوله بار درس و امتحان و بسی کمرمان بشکستی به پیش جزوه و کپی بی پایان و چه چشمهایی شب به موقع بسته نشدی و به خواب نرفتی و صبح زودتر از موعد باز شدندی وبه آغوش درس شتافتندی.
مریدان گفتند یا شیخ کدامین روز در ایام امتحان بر تو ناخوش بودی و شیخ بفرومد: مریدان بپرسیدندی کدامین روز خوش بودی که این ترم هیچ از خوشی ندیدی در هفته های دیر گذر امتحانات و از خیر و برکت وجود استاد کبیر ، نماینده مردمی و دلیر ، کارکشته در تمام کارهای شهیر استاد بحرانی ما دانشجویان هیچ از فرجه ندیدی و هفته ها به خواندن میانترم مقاومتش پرداختی و همه درس کنار گداشتی و روزها به خواندن محکوم و شبها با کتاب پوپوف همنشین شدی و با تمرینهایش کلانجار برفنی و در نهایت سر امتحان آن بزرگ مرد کریمیان نگذاشتندی کمی با یاران مشورت کردی و بلکه 2 سوال درست جواب بدادی و پس از آن نیز به کتب بس غایی و پرمحتوای عمومی رسیدی و چه عجیب کتبی بودندی که اگر روزانه 20 ساعت خوب بخوابیدی و از خواب سیر شدندی ، چون کتاب باز کردندی ، هنوز یک خط نخوانده چشمانت چون «عاشق و معشوق» و «باران و زمین» و «سیب و کله نیوتن» و «خشکی رودخانه و زاینده رود» به هم پیوند خوردی و باز ساعتی به خواب فرو برفتی....!
چه جهد خطیر کردندی عمرانیان که مگر نمره ای بالا از این استاد زیست محیطی گرفتندی و این درس آسان بگذراندی و کنون پس از امتحان همه در فکر پاس کردن بودندی که همانا این استاد الصدیقی همی از عمرانیان بیرون کشیدندی...!
و امید بس نیکو هدیه ای بودندی از سوی یزدان که در عمرانیان کم کم به صفر میل کردندی و مزخرفترین درسها نیز میل به افتادن داشتندی و شانس بس هدیه نیک تری بودی و در جایی که اندر پاس شدن الدینامیک امیدی بودی بسی بد ناجوانمردانه قول های استاد همگی مثل آب زاینده رود خشک نمودندی و امید ها همچون بعضی از دوستان پر کشیدندی و نیز ترک ما گویند همی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و ما چقدر خوب گفتی از این دینامیک و انگار آخر ترمی بسی بد تمام شدندی و صد رحمت به مقاومت ، که این جزوه دینامیک هیچ پیش نرفتی و سوالاتش گویا در مُخ عمرانیان دیگر جایی برای جا شدن نداشتندی و آنهایی هم که بلد بودی سر امتحان فراموش بشدی و یحتمل جلسه اعتراض به استاد شکریان طولانی شدندی!!!
سلام به همه دانشجوهای ایران زمین