با سلام خدمت عمرانی های گل...سلامی به گرمای تابستان ۹۰

امروز با یکی از بچه ها حرف میزدم که حرف کشید به وبلاگ...ازم پرسید : به نظرت بچه ها کجان؟؟؟

هر کدوم چی کار میکنن؟؟

بعد هر کدوممون راجع به افراد مختلف نظر دادیم.کلی خندیدیم ولی به دلیل مسائل امنیتی نمی تونم همشو براتون بگم. گفتم یه کمیشو بگم شما هم یه کم بخندید...

اول از مدیریت محترم وبلاگ شروع میکنیم : ایشون احتمالا در کنار زاینده رود همچنان مشغول حفر اون تونل معروف هستند برای رسیدن به.......(خودتون میتونید حدس بزنید):ِ

محمد آقا : که بعد از سفر زیارتی به کربلا هیچ خبری ازشون نیست...احتمالا تحت تاثیر این مکان معنوی توبه کرده که دیگه جاهای مختلط پا نذارن...(راستی محمد آقا حالا خوبه ازتون سوغاتی نخواستیم...)

۱۱۱۱:هرچی فکر کردیم نتونستیم حدس بزنیم۱۱۱۱ کجاست...من گفتم شاید رفتن موهاشونو کوتاه کنن ولی احتمالا موفق نمیشن!!!

حسن آقا هم احتمالا بعد از صندلی داغ مشرف شدن شبستان حرم.حالا تنها یا با...خدا میدونه...(شما چی حدس میزنید؟)

الناز جونم که رفته گل بچینه...اونم چه گلیییییییییی.(واقعا جای بحث داره که الناز چه جور گلی داره میچینه.)

سهیلا جونمم رفته گلاب بچینه...ولی احتمالا سخت تلاش میکنه بهره کافی رو از زیبایی های اصفهان ببره چون کمتر از ۱۵ روز دیگه باید بیاد قم...البته شایدم داره انگلیسی تمرین میکنه البته با لهجه شیرین اصفهانی!

منم که همین جاهام...همیشه در صحنه...

راستی شما چی حدس میزنید؟؟؟بچه ها کجا رفتن؟؟؟چی کار میکنن؟؟؟