سلام بچه ها

از امتحانا خسته نباشید.انشاا... که همتون با اون نمره ای که توقع شو دارید پاس بشید.

حالا بعد این همه امتحان طاقت فرسا یه چیزی براتون تعریف کنم که از تعجب شاخ دربیارید...

چند روز پیشا با چندتا از بچه ها  رفته بودیم البیک تاهار بخوریم که ناگاه یه پسر...!!!وارد شد،رفت سفارش بده ،خوب ما فکر کردیم تنهاس.بعد یهو دیدیم با 2 تا سیب زمینی،2تا نوشابه اومد نشست...(ما اصلا فوضول نیستیما....نه...)

چند دقیقه ای گذشت که یک دختر وارد شد اومد نشست سر میز پسره...!!!

طفلک کپ زد!!!پسره با کمال پررویی همه سیب زمینی و نوشابشو خورد ولی دختره بدبخت که شاهزاده سوار بر اسب سفیدش یه آدم....خسیس از آب دراومده بود ، لب به سیب زمینیا نزد.

ما که دلمون واسش کباب شده بود...هر کدوممون داشتیم میگفتیم اگه جای اون بدبخت بودیم چقدر پسررو میزدیم!!!

هیچی آخرم پسره با کمال پررویی بلند شد رفت...

حالا شما بگید اگه جای اون دختره بودید چی کار میکردید؟؟؟